حلقه‌های آسیب‌پذیر زنجیره غذایی ایران کدام‌اند؟

سفره تاب‌آور قسمت دوم

حلقه‌های آسیب‌پذیر زنجیره غذایی ایران فقط به مرحله تولید محدود نمی‌شوند. آب، بذر، نهاده، انرژی، خوراک دام، لجستیک، فرآوری و قدرت خرید خانوار، همگی می‌توانند بر تاب‌آوری نظام غذایی کشور اثر بگذارند.

اگر یکی از این بخش‌ها دچار اختلال شود، پیامد آن ممکن است به سایر حلقه‌ها منتقل شود. به همین دلیل، شناسایی این گلوگاه‌ها برای سیاست‌گذاری، توسعه فناوری و سرمایه‌گذاری در امنیت غذایی اهمیت زیادی دارد.

پرسش اصلی این است:

اگر یک شوک اقتصادی، اقلیمی یا تجاری به زنجیره غذای ایران وارد شود، کدام حلقه‌ها زودتر تحت فشار قرار می‌گیرند؟

۱. آب؛ نخستین گلوگاه زنجیره غذایی ایران

آب در ایران فقط یکی از نهاده‌های تولید کشاورزی نیست؛ بلکه یک محدودیت ساختاری برای امنیت غذایی به شمار می‌رود.

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد اعلام کرده است که بخش کشاورزی نزدیک به ۸۰ درصد برداشت آب ایران را به خود اختصاص می‌دهد. ایران نیز در منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک قرار دارد و خشکسالی‌های مکرر، افزایش دما و کاهش منابع آب، فشار بیشتری بر تولید کشاورزی وارد می‌کنند.

FAO در گزارش ژوئن ۲۰۲۶ برآورد کرد که تولید غلات ایران در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۹.۵ میلیون تن رسیده است؛ رقمی بیش از ۱۰ درصد، پایین‌تر از متوسط پنج‌ساله.

کاهش بارندگی و دوره طولانی خشکی، از عوامل اصلی این افت تولید بوده‌اند.

ریسک آب به مزرعه محدود نمی‌ماند. کاهش تولید می‌تواند نیاز به واردات را بیشتر کند، تقاضا برای منابع ارزی را افزایش دهد و در نهایت بر قیمت مواد غذایی اثر بگذارد.

بنابراین، آب یکی از نخستین گلوگاه‌های حلقه‌های آسیب‌پذیر زنجیره غذایی ایران است.

۲. نهاده‌های وارداتی؛ وابستگی پنهان در تولید داخلی

تمرکز صرف بر محصول نهایی یکی از خطاهای رایج در ارزیابی امنیت غذایی است.

ممکن است یک محصول در داخل کشور تولید شود، اما تولید آن به نهاده‌هایی وابسته باشد که از خارج تامین می‌شوند. در چنین شرایطی، تولید داخلی الزاما به معنای استقلال زنجیره نیست.

مهم‌ترین نمونه‌های این وابستگی عبارت‌اند از:

  • خوراک دام و طیور
  • بذر و مواد تکثیری
  • ژنتیک دام و طیور
  • واکسن و مواد مؤثره
  • کود و برخی نهاده‌های کشاورزی
  • تجهیزات و فناوری‌های تخصصی

طبق گزارش FAO، واردات غلات ایران در سال بازاری ۲۰۲۵/۲۶ حدود ۲۲ میلیون تن برآورد شده است؛ رقمی نزدیک به ۳۰ درصد بالاتر از متوسط.

بخش مهمی از این افزایش به واردات ذرت و نیاز صنعت دام و طیور به خوراک مربوط می‌شود. FAO همچنین نیاز وارداتی ذرت ایران در سال بازاری ۲۰۲۶/۲۷ را حدود ۱۱ میلیون تن پیش‌بینی کرده است.

این وابستگی می‌تواند یک مسیر انتقال ریسک ایجاد کند:

حلقه‌های آسیب‌پذیر زنجیره غذایی ایران کدام‌اند؟

در نتیجه، امنیت پروتئین کشور فقط به ظرفیت دامداری و مرغداری بستگی ندارد. امنیت تامین خوراک نیز بخش مهمی از این معادله است.

۳. بذر، کود و نهاده‌های تولید؛ ریسک پیش از آغاز کشت

بخشی از آسیب‌پذیری زنجیره غذایی پیش از ورود محصول به مزرعه شکل می‌گیرد.

قیمت و دسترسی به بذر، کود، سم و سایر نهاده‌های تولید می‌تواند بر تصمیم کشاورز، سطح زیر کشت و عملکرد محصول اثر مستقیم بگذارد.

FAO در بررسی تولید سال ۲۰۲۵ ایران، قیمت بالای نهاده‌هایی مانند بذر و کود را یکی از عوامل محدودکننده تولید معرفی کرده است.

بازار جهانی نهاده‌ها نیز با نوسان‌های قابل‌توجهی مواجه بوده است. بانک جهانی گزارش کرده که قیمت کود در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود ۳۵ درصد افزایش یافته است.

این افزایش از دو مسیر بر امنیت غذایی اثر می‌گذارد. از یک سو، هزینه تمام‌شده تولید را بالا می‌برد. از سوی دیگر، ممکن است کشاورزان مصرف نهاده را کاهش دهند و در نتیجه عملکرد تولید افت کند.

بنابراین، دسترسی پایدار و اقتصادی به نهاده‌های تولید یکی از مؤلفه‌های اصلی تاب‌آوری زنجیره غذاست.

۴. انرژی؛ یکی از حلقه‌های آسیب‌پذیر زنجیره غذایی ایران

امنیت غذایی بدون امنیت انرژی قابل تصور نیست.

پمپاژ آب، گلخانه‌ها، مرغداری‌ها، سردخانه‌ها، کارخانه‌های خوراک دام، صنایع لبنی، کشتارگاه‌ها و واحدهای فرآوری همگی به انرژی وابسته‌اند.

FAO در گزارش‌های اخیر خود اشاره کرده است که خاموشی‌های مکرر در برخی مناطق مانند خوزستان، دسترسی کشاورزان به آب آبیاری را محدود کرده و در کنار شرایط نامساعد جوی بر عملکرد تولید اثر گذاشته است.

یک قطعی برق می‌تواند چند حلقه را به‌صورت هم‌زمان تحت تاثیر قرار دهد:

  1. تأمین انرژی
  2. آبیاری
  3. تولید
  4. نگهداری
  5. فرآوری
  6. عرضه

اختلال در سرمایش سردخانه‌ها نیز می‌تواند کیفیت محصول را کاهش دهد و ضایعات را افزایش دهد.

از این منظر، آب، انرژی و غذا سه مسئله جدا از هم نیستند؛ بلکه بخش‌هایی از یک سیستم به‌هم‌پیوسته‌اند.

۵. واردات و لجستیک؛ فاصله میان خرید و دسترسی واقعی

واردات به‌خودی‌خود به معنای ناامنی غذایی نیست.

بسیاری از کشورها بخشی از نیاز غذایی خود را از طریق تجارت بین‌المللی تأمین می‌کنند. ریسک زمانی افزایش می‌یابد که یک کشور به تعداد محدودی تأمین‌کننده، مسیر حمل‌ونقل یا سازوکار مالی وابسته شود.

در مورد ایران، محدودیت‌های مالی، بیمه‌ای و حمل‌ونقل بین‌المللی می‌توانند بر تأمین برخی کالاها و نهاده‌های اساسی اثر بگذارند.

به همین دلیل، سؤال اصلی فقط این نیست که:

آیا این کالا وارداتی است؟

پرسش مهم‌تر این است:

اگر مسیر فعلی تأمین مختل شود، چه تعداد تأمین‌کننده، مسیر لجستیکی یا جایگزین داخلی در دسترس خواهد بود؟

این تفاوت میان «وابستگی» و «وابستگی پرریسک» است.

تنوع منابع تأمین، ذخایر راهبردی مناسب و ظرفیت جایگزینی داخلی می‌توانند تاب‌آوری زنجیره غذایی را افزایش دهند.

۶. نگهداری، فرآوری و ضایعات؛ حلقه‌های میانی اما حیاتی

تولید غذا زمانی به امنیت غذایی منجر می‌شود که محصول تولیدشده با کمترین افت ممکن به مصرف‌کننده برسد.

بین مزرعه و سفره، چند حلقه مهم قرار دارد:

  • انبار و سیلو
  • سردخانه
  • بسته‌بندی
  • فرآوری
  • حمل‌ونقل
  • مدیریت موجودی
  • شبکه توزیع

اختلال در هر یک از این بخش‌ها می‌تواند کیفیت محصول را کاهش دهد یا بخشی از تولید را از چرخه مصرف خارج کند.

برای نمونه، FAO در پروژه‌های اخیر خود در زنجیره پسته ایران، کاهش ضایعات پس از برداشت، ارتقای کیفیت و بهبود دسترسی به بازار را از اهداف اصلی اعلام کرده است.

بااین‌حال، در استفاده از ارقام عمومی مربوط به ضایعات غذایی ایران باید احتیاط کرد. بسیاری از اعداد پرتکرار موجود در منابع عمومی به مطالعات قدیمی یا محصولات مشخص مربوط می‌شوند و نمی‌توان آن‌ها را بدون بررسی جدید به کل زنجیره غذایی کشور تعمیم داد.

همین مسئله یک فرصت مهم برای فناوری و سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کند.

فناوری‌های اندازه‌گیری ضایعات، مدیریت زنجیره سرد، رهگیری محصول و بهینه‌سازی لجستیک می‌توانند بخشی از آسیب‌پذیری این حلقه‌ها را کاهش دهند.

۷. قدرت خرید خانوار؛ آخرین حلقه امنیت غذایی

حتی اگر تولید، واردات، فرآوری و توزیع به‌درستی انجام شوند، باز هم نمی‌توان امنیت غذایی را تضمین‌شده دانست.

آخرین حلقه، توان خانوار برای خرید غذاست.

FAO در گزارش ژوئن ۲۰۲۶ از افزایش قابل‌توجه قیمت برخی اقلام اساسی در ایران خبر داده است. برای نمونه، قیمت آرد گندم و برنج در تهران در آوریل ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل به‌ترتیب حدود ۱۷۰ درصد و ۲۲۰ درصد افزایش یافته بود.

این وضعیت تفاوت میان «وجود غذا» و «دسترسی به غذا» را روشن می‌کند.

ممکن است کالا در بازار موجود باشد، اما بخشی از خانوارها توان خرید آن را نداشته باشند. در چنین شرایطی، امنیت غذایی در سطح مصرف‌کننده محقق نمی‌شود.

به همین دلیل، قدرت خرید خانوار یکی از مهم‌ترین شاخص‌های نهایی برای ارزیابی امنیت غذایی ایران است.

کدام‌یک از حلقه‌های آسیب‌پذیر زنجیره غذایی ایران اهمیت بیشتری دارد؟

نمی‌توان پاسخ این سؤال را به یک حلقه محدود کرد.

ریسک اصلی زمانی شکل می‌گیرد که چند آسیب‌پذیری به یکدیگر متصل شوند.

برای مثال، خشکسالی می‌تواند تولید را کاهش دهد. در ادامه، کاهش تولید نیاز به واردات را بیشتر می‌کند. وابستگی بیشتر به واردات نیز حساسیت به نرخ ارز و لجستیک را افزایش می‌دهد.

هم‌زمان، رشد قیمت نهاده‌ها هزینه تولید داخلی را بالا می‌برد. محدودیت انرژی نیز می‌تواند بر تولید، فرآوری و نگهداری اثر بگذارد. در نهایت، مجموعه این عوامل خود را در قیمت و دسترسی مصرف‌کننده نشان می‌دهد.

از همین رو، بهتر است زنجیره غذایی ایران را نه یک مسیر خطی، بلکه شبکه‌ای از وابستگی‌های متقابل ببینیم:

از شناسایی آسیب‌پذیری تا انتخاب نقطه مداخله

شناخت گلوگاه‌ها فقط برای توصیف وضعیت موجود اهمیت ندارد.

هدف اصلی این است که مشخص شود کدام مداخله می‌تواند بیشترین کاهش ریسک را در کل زنجیره ایجاد کند.

برای نمونه، توسعه بذرهای مقاوم به خشکی می‌تواند ریسک کم‌آبی را کاهش دهد. کاهش وابستگی به خوراک وارداتی نیز می‌تواند تاب‌آوری زنجیره پروتئین را افزایش دهد.

در بخش سلامت دام، واکسن و ژنتیک ظرفیت کاهش ریسک بیماری و افت تولید را دارند. فناوری‌های مدیریت آب و کشاورزی دقیق نیز می‌توانند بهره‌وری منابع را افزایش دهند.

در حلقه‌های پس از تولید، سردخانه، فرآوری، لجستیک و فناوری‌های کاهش ضایعات فرصت‌های دیگری برای مداخله ایجاد می‌کنند.

به این ترتیب، پاسخ به این پرسش‌ها نقطه اتصال امنیت غذایی ایران با فناوری و سرمایه‌گذاری را مشخص می‌کند.

جمع‌بندی

حلقه‌های آسیب‌پذیر زنجیره غذایی ایران فقط در مزرعه قرار ندارند. این گلوگاه‌ها از آب، بذر، خوراک دام و سایر نهاده‌ها آغاز می‌شوند و تا انرژی، واردات، لجستیک، نگهداری، فرآوری و قدرت خرید خانوار ادامه پیدا می‌کنند.

ازاین‌رو، راهبرد مؤثر امنیت غذایی نباید صرفاً بر افزایش حجم تولید تمرکز کند. کاهش آسیب‌پذیری و افزایش تاب‌آوری کل زنجیره باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار گیرد.

این رویکرد منطق سرمایه‌گذاری را نیز تغییر می‌دهد. فرصت‌های راهبردی لزوماً در بزرگ‌ترین بازارها قرار ندارند. گاهی برطرف‌کردن یک گلوگاه کلیدی می‌تواند هم‌زمان ریسک چند حلقه دیگر را کاهش دهد و اثر بیشتری بر تاب‌آوری نظام غذایی ایجاد کند.

 

1405-07-11
مقالات دسته بندی ها